گلِ نازِ من...
"جان بابا"ِ احسان و باباش رو حتما گوش بده.
+
تاريخ سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 23:9 نويسنده نازنین
تو تا حالا بیدار نمونی یه موقع مامان...
+
تاريخ شنبه سوم دی 1390ساعت 7:40 نويسنده نازنین
من از دروغ متنفرم دختراَم، از دورویی بیشتر.
+
تاريخ شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 1:0 نويسنده نازنین
شبا زود بخواب مامان...
+
تاريخ شنبه پنجم آذر 1390ساعت 4:51 نويسنده نازنین
دروغه مامان! من تا حالا به چشِ خودم ندیدم دو تا آدمی رو که عاشق هم باشن... باور نکن تو.
+
تاريخ چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت 2:45 نويسنده نازنین
من. نمیدونستم مامان...
جدا معذرت میخوام!
+
تاريخ چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت 0:39 نويسنده نازنین
دقت کن دخترم...
عشق اونی نیست که میاد سراغت!!!!!!
+
تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390ساعت 23:15 نويسنده نازنین
بشین رو پاهام... برات تعریف کنم که چرا گریه م گرفته مامان!
+
تاريخ یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 3:8 نويسنده نازنین
تو رو دوست دارم من... خیلی.
+
تاريخ سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 14:42 نويسنده نازنین
من فراموش کردم بعضی چیزها رو که تو رو یادم میندازه... معذرت میخوام مامان.
+
تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390ساعت 17:45 نويسنده نازنین
سلام گل ناز...
+
تاريخ دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت 14:41 نويسنده نازنین
وقتی داری شعرهای مامانو میخونی، ازش نخواه واست خاطراتشو تعریف کنه... مامانو جلو محمدحسین به گریه ننداز گلناز ام.
+
تاريخ جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت 1:0 نويسنده نازنین
میخوام واست لباس قرمز بخرم ...
+
تاريخ چهارشنبه نهم شهریور 1390ساعت 0:51 نويسنده نازنین
همیشه ی خدا اماده باش مامان... عشق هیچوقت در نمیزنه! حتی اگه درو قفل کنی، پنجره ها رو ببندی، حتی اگه خونه هم نباشی!!!!!!.... عشق میاد و یه هو خودشو تو اتاق کوچیک دخترانه ت جا میده... از اینجور مهمونای سرزده واست قصه ها داره مامان... ازم بپرسی بهت گفتم مامان...
+
تاريخ سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 2:58 نويسنده نازنین
گل ناز؟
حرفهای مادرانه ی زیادی با تو دارم، گلویم فعلا کمی بغض آلود است...
+
تاريخ شنبه پنجم شهریور 1390ساعت 18:43 نويسنده نازنین
مامانِ من به من نگفت، من به تو میگم گل ناز!! ... عشق یه کم خطرناکه. مواظب خودت و خودت باش.
+
تاريخ شنبه پنجم شهریور 1390ساعت 2:43 نويسنده نازنین
یه روز میاد که نشستم تو بالکن خونمون و از اون بالا دارم همه شهرو می بینم، تو رو هم نشوندم رو پاهام و دارم ناخناتو لاک قرمز میزنم ... یه هو بوسم میکنی و میخندی... بخند گلِ نازم، بخند. بخند که مامان هم بخنده.
بعد ازم می پرسی؛ عاشقتم یعنی چی مامان؟!!
+
تاريخ شنبه پنجم شهریور 1390ساعت 2:34 نويسنده نازنین
گل ناز ! تو رو دوست دارم امشب.
+
تاريخ جمعه چهارم شهریور 1390ساعت 0:17 نويسنده نازنین
تو هم مادر را به اسم صدا بزن .
+
تاريخ چهارشنبه دوم شهریور 1390ساعت 22:53 نويسنده نازنین
وقتی به این فکر میکنم که در یکی از عصرهای پاییزی موهای خرمایی ات را می بافم و پیراهن سفیدِ با شکوفه های ریز نارنجی ات را بر تنت میکنم...
از لذت خوابم می پرد گل ناز.
تو که نمی دانی چقـــــــــــــــــــــــــــــــدر میخواهمت.
+
تاريخ چهارشنبه دوم شهریور 1390ساعت 16:19 نويسنده نازنین
شعرهای فروغ را بخوان، زیاد هم بخوان اما گریه نکن با درد دلهای فروغ گل نازم... هرگز.
+
تاريخ سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 23:23 نويسنده نازنین
تو را همانقدر دوست دارم که محمدحسین را. شکی که نیست دخترک چشم رنگی ام؟
+
تاريخ سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 23:6 نويسنده نازنین
سلام شبیه ترین به مادر ...
+
تاريخ سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 16:32 نويسنده نازنین